جنس دوم!؟شوخی نفرماييد تروخدا!
یکشنبه, آگوست ۳۱, ۲۰۰۸
فمنیست
جنس دوم!؟شوخی نفرماييد تروخدا!
دوشنبه, آگوست ۲۵, ۲۰۰۸
لرزش
I must have died alone
بیخود نمیگه... اما اونی که ميگه
And you are not me
بيخود ميگه.. . ولی از همه اینها بگذریم عزيزم من با تو به جاهايی رسيدم که هيچوقت فکرشو نميکردم... مثلا همينجا... با اون تابلوی مسخره ، ورود افراد مجرد ممنوع ...
یه پ نوشت بی ربط به موضوع : دارم کارایی میکنم که اگه وجدان داشتم بدجوری عذابم ميداد... خوبيش اينه که حداقل ميدونم تو هم عذاب نميکشی
یکشنبه, آگوست ۲۴, ۲۰۰۸
دو سال
حالا من اینجایم در دو سالگی و خیلی دورتر
اينجا خيلی دور است
آنقدر دور که وقتی کسی میپرسد: کجا؟
ميتوانی بند کفشهايت را يک دور بيشتر دور پاهايت بپيچی و بگويی: شهر
----
هر از گاهی ميرويم بيمارستان
يک ماسک و روپوش ميکنند تنم که يا من يا اتاق استريل بماند
ديگر مطمئن شده ام اين روپوش پرستارهاست که تا جوانند اينقدر خواستنيشان ميکند و وقتی ديگر حسابی کم خون شدند سينه هايشان را تغيير سايز ميدهند
----
اينجا سخت لبخند ميزنند، بيش از حد به چيزهای ثابت،خيره ميشوند و مثل آب خوردن روابط عجيب خونی و فاميلی درست ميکنندو بعد هم فرداش اصلا انگار نه انگار که می شناسندت । اینجا عجیب است و تاچند تا مدرک افتخاری که بگيری کم کم دستت می آيد که آدمها اينجا يا بومیاند يا آقای دکتر
جسارت نشود به خودم و خودت
ولی خيلی دور شده ام
پ.ن: قند را از عمد کم خريده ام که تا فردا پس فردا تمام شود
جمعه, آگوست ۲۲, ۲۰۰۸
پنجشنبه, آگوست ۲۱, ۲۰۰۸
چلمن
پی نوشت - افتضاح بار ترش اینه که مثلا این اتفاق در تایلند هم بیفته
یکشنبه, آگوست ۱۷, ۲۰۰۸
۲۵
سهشنبه, آگوست ۱۲, ۲۰۰۸
تولد
امروز تولد منه ! فکر کنم بهترین کادوی تولد همین عکس خواهد بود که بعد مدتها لیلا حاتمی عزیز برام فرستاده ، همین جا ازش تشکر می کنم .شدم سی و سه سال ! تا سال بعد چه شود خدا داند ومن فقط اینرا می دانم که تا همین جا هم متشکرم از همه که منرا تحمل کردند از خانواده و دوستان گرفته تا خدا و این زمینی که روز به روز در حال گرم شدن استشنبه, آگوست ۹, ۲۰۰۸
! تیر
پی نوشت نسبتا مربوط : مدتی است در سفرم و برای همین کمتر اراجیف مرا می خوانید ! فعلا استراحت کنید تا برگردم.
سهشنبه, آگوست ۵, ۲۰۰۸
هتل کارتن
هيچ فکرشو کردي اگه قراره شانس فقط يه بار در خونه هر کسيو بزنه پس تکليف اون بيچاره هایی که شبها تو پارک ميخوابن چيه
یه پی نوشت بی ربط
چقدر یه زمانی از دیدن اسمش رو تلفن و اومدن پیامهاش خوشحال می شدم






