جمعه ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸
۵۷
فردا صبح يادم بياور که زنده ام با تمام مسئوليت هاي شغلي يک موجود زنده لبخند هم نزن
یک لبخند تو کافی است تا تمام مسئوليتها با لنگه کفشم جايی زير تخت گم شوند
و من تنبل ترين مرد دنيا شوم
ميفهمي که چه ميگويم؟
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
پنجشنبه ۳۰ اکتبر ۲۰۰۸
نفس ، نفس
کاش سوت زدن بلد بودم
و جيبهای شلوارم کمی گشادتر بود و ایضا یقه تی شرت سبز او
و کسی بود که وقتی ميگويم :
Ive already told you i don have any tobacco
سرش را طوری که خيال کنی فهميده است، تکان تکان بدهد
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
چهارشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۰۸
طالع بینی چینی
در طالع من نوشته شده روزي ير جهان حکومت خواهم کرد و تاريخ دانان و پيشگويان را آتش ميزنم و زنها را به دو دسته "ميخوامش" و "نميخوامش" تقسيم ميکنم و دست آخر در تهران دور و بر هفت تير، پيکان قهوه‌ای گل زده ای من را زير ميکند
به اینجای طالع بینی ام که می رسم آخرين تصوراتم آدمهای پارادوکسيکالی هستند که ميتوانند توی ساعتهای خط خطی عصر جمعه،دست بزنند و مال هم شوند و از همه مهمتر اینکه وقتی خاکم ميکنند هنوز گردنم درد میگیرد و خون دماغم بند نيامده

Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
دوشنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۰۸
سهراب سپهري ورژن ۲۰۰۸
هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
زندگی
معلم سرود راهنماييمون همیشه می نالید و می گفت آدم بايد ديوث باشه تا به يه جايی برسه ديشب که داشتم فیلم اتوبوس شب رو می دیدم تو تيتراژ فیلم  نوشته بود 
موسیقی متن : معلم سابق سرود ديوث
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
شنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۰۸
اتفاق

چه خبر شده؟

پسرهای مو بلند و دخترهای کچل ، گداهای الکی خوش و مايه دارهای فيلسوف ، تیپيکال های عجيب و غريب و عجيب و غريب های تیپيکال همه یا عاشق شده اند یا روشنفکر و یا فیلسوف ؟

همین دیروز جماعتی را دیدم که بحثهای فلسفی را با قرمه سبزی تلاوت می فرمودند و عشق را با با قالی پلو با ماهیچه اشتباه گرفته بودند و سیاست را عین لوبیا پلو داشتند می بلعیدند

تازه دیروز دختری را دیدم که مثل بلبل بیانیه سیاسی می خواند و حظ میکرد نه جدی چه خبر شده؟

Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
چهارشنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۰۸
تونل ها را شاید کنده اند
تونل ها را شايد کنده اند
برای اين که سر هر کدامشان فکر کنی آن يکی سرش چه جور جايی ميتواند باشد
برای اينکه آخر هر کدام ساده لوحی ات را بخارانی ببينی فقط جاده کمی سر بالايی تر شده
تونل ها را شايد کنده اند

برای اينکه توی يکيشان فکر کنی نور بالای اتوبوس روبرو همان روز بيرون تونل است
برای اينکه امتحان کنی ببينی وقت داری ساده لوحيت را بخارانی يا نهببينی جاده چقدر سربالايی شده
تونل ها را کنده اند برای همين چيزها شايد
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
دوشنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۰۸
ققنوس
جدیدنا دوست قدیمی ای را کشف کرده ام که چيزی شبيه ققنوس است.ميتواند 500 سال پشت سر هم درباره پيش پا افتاده ترين مساله ممکن حرف بزند و وقتی فکر ميکنی همه چيز تمام شده مساله پيش پا افتاده تری پيدا کند.
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
جمعه ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸
خود خودم
عصرها جلو تو فیلمهای ژیژک و سیمون دوبوار ميبينم و فرهيخته بازی در می آورم و هی جزوه نوشتهای دوران دانشکده سینما رو رو برات بلغور می کنم اما شبها تو میری می خوابی و من پسته های توی آجيل را جدا ميکنم و فيلمهای بکش بکش ميبينم.! احساس می کنم دارم پوست می اندازم .
پی نوشت : ندارد ! نه یعنی یادم رفت
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
پنجشنبه ۹ اکتبر ۲۰۰۸
آخرین کلام
خسته ام
خسته از آدمهايی که تند راه ميروند طوری که فکر ميکنی هنوز هم چيزی وجود دارد که ارزش زندگی کردن داشته باشد
خسته و خواب آلود که من مدتهاست که يا خوابم يا خواب‌آلود
من مدتهاست که همه زندگی را با خون های لخته شده بالا می آورم
من دیگر خسته شدم از صبح دوتا ظهر یکی شب سه تا
خسته شدم از صدای ترق ترق شکستن قرصها
خسته شدم از بوی الکل و نای صبحگاهی ساولون بیمارستان
خسته از نگاههای مهربان و چشم به راه مرگم که کلاه های نقاب دار تهوع آورشان حفاظی است برای کرم خيار خانگی که از ديشب به خودشان ماليده اند ، اینها را که می بینم سرطانی می شوم از عقده و چروک و کلاه های نقاب دار تهوع آورشان و اینرا دليلی نمیدانم بر اعتقادشان به اين که خورشيد هم مثل من هيز است
اما دیگر بس است ! می خواهم هر چه محلول در آب آمونیاک هست را بمکم تا لخته های مغزم خوب رشد کند
و حسادتم گل می کند تا ته مانده نور بالا سری ها را بگیرم و ته مانده اش را به کوچکتر ها ميدهم ، اصلا هم دیگر غمم نیست که نه برگ شفابخش دارم نه گرده های سمی
که دلخوشم که هرچه هست من هستم
هستم ولی همیشه بزرگترین آرزوی لم یلد و لم یولد بودن بوده و هست
و اگر نباشم هم باز غمم نیست
عزیز اصلا نگران نباش من اگر نباشم هم شبها زنده ميشويم و دنبال پاهايی ميگردم تا بکشيم و با خود به دنيای مردگان ببرم
آنوقت آنقدر عادی می شوم تا هيچ موجود زنده ای پيدا نشود تا از من بترسد
عزیز نامه نویس ! آخرین نامه ات را هم خواندم ، اصلا نگران نباش قول می دهم شبها زنده شوم و پاهای تو را بکشم وتو را به دنيای خودم ببرم ،نترس نترس دیگر احتیاجی به کورتون نیست نترس اصلا شايد حتی درد هم نداشته باشد.
وای که من چقدر عجول بودم حتا در این چند سال زندگی ام ! هیچ وقت عادی عادی نبودم به اینجا به آخر خط که می رسم به کرگدن ها حسودی میکنم به آن خط تقارن همیشگی جلوی چشمهایشان
خدا نگهدار
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
چهارشنبه ۸ اکتبر ۲۰۰۸
اکباتان
برای منی که به خنده های هيستريک و بسته شدن دستام به چار طرف تخت بیارستان معتاد شدم چه نسخه ای میپيچی دختر؟
پی نوشت یک :
با شرمی که مانع گفتگوی مستقيم ميشود،ميفرمايد:تفکرات آن بشر دوست داشتنی سابق ذهن خسته و پيچ در پيچ من را با ملايمت نوازش می کند
پی نوشت دو :
یه چیزی تو مایه های ای ول بابا
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
دوشنبه ۶ اکتبر ۲۰۰۸
توفیق اجباری
فردریک خاموخ خوشابو ،برنده خوش شانس عتبات عالیات ... برو کربلا حالشو ببر این دیگه آخر توفیق اجباریه
پی نوشت : البته شاید هم با توجه به وضع فعلی عراق چیز دیگه ای باشه یه چیزی تو مایه های گوشت دم توپ
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
شنبه ۴ اکتبر ۲۰۰۸
! بچه ها مواظب باشید
دنيا وبلاگ سکسی بزرگی است که هيچوقت بروز نمیشه و قبل از اينکه اين را بفهمی تمام کليک هايت را خرجش کرده ای و غرق شده ای. سوخت و سوز هم بارها گفته ام که ندارد... پس بچه ها مواظب باشید
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
جدی گرفتن این وبلاگ اصلا توصیه نمی شود

این سفره فقط برای دل خودم و دوستانم پهن شده

در یک روز داغ در سال هزارو سیصد و پنجاه و چهار و البته در بیست و سوم مردادش و دقیقا در وسط ظهر ساعت دوازده و نیم در محله ای که آنروزها نسبتا دهات بود ولی این روزها برای خودش بالاشهر شده ، در قلهک تهران بدنیا آمدم
اینجا نه نقل سیاست است و نه بحث مبارزه و نه هزار حرف دیگر که همیشه من باید با خودم به این سو و آن سو بکشانمشان
اجازه بدهید اینجا فقط و فقط خودم باشم و خودم نه پژواک نامها و نشانه ها

چند مطلب آخری
کلی مطلب قدیمی
کتابها

 مجموعه داستان دفتر خاطرات فرشته ها

 از سربند تا چشم بند

 جمهوری اشباح

مجموعه داستان کوتاه جورابهای صابر
سفره خانه

 



! ته دیگ نوش جان