من اعتراف می کنم پس هستم

من خیلی ها را از بارکد روی مچشان ميشناسم
همون جائی که خط خودکشی هنوز مونده
آره من سالهاست سعی کرده ام اثر روی مچش رو که اعتقد داره من باور کنم جای سوختگی هست را ناديده بگيرم..
من اعتراف ميکنم لايه اوزون را برای دو نفس عميق، هوای تازه،از عمد سوراخ کرده ام.
من چهار روز است فهميده ام که همه آدمها خيلی وقت پيش ها مرده اند.
من اتفاقی کشف کرده ام که خيلی وقت پيش ها يک جوجه تيغی بوده ام.
من از ديشب مثل گربه های توی کوچه پرواز ميکنم نه راست راستش اینه من قرنهاست مثل گربه های توی کوچه پرواز ميکنم.
من اعتراف می کنم عاشق خودم شدم ، ولی نميدونم عشقم به خودم حقيقيه يا فقط ميخوام از خودم سو استفاده کنم..
من اعتراف می کنم گند تر از خودم در بعضی موارد خاص سراغ ندارم و در بعضی موارد هم ماهتر از من وجود ندارد ...
ارسال یک نظر