من همینم که هستم تو همونی که بودی

آدم باید جای خیلی جاهایش با هم عوض شده باشد که هم هر روز یک رنگ و سوراخ و ادای جدید برای طرف رو کند،
هم چهارچشمی حواسش به طرف باشد و هم هشت چشمی به بقیه پسرها
من اگر جای اینها بودم بجای سرک کشیدن تو یاهو با اسمهای دری وری و دید زدن فیس بوک و اورکات میرفتم با یکی دوست میشدم مثل خودم
بدون ترس و لرز زندگیمو می کردم و بهش می گفتم بی خیال این اداها برو بگرد دنبال این جواب برای چند سال بعد که: مامان ، چرا بابا این جوریه؟
ارسال یک نظر