دوشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹
باور
ماهيه شده بود باورش
تور اگه بندازن سرش
ميشه عروس ماهيا
شاه ماهي ميشه همسرش
ماهي نبود تو باورش
تور اگه بندازن سرش
نگاه گرم ماهيگير
ميشه نگاه آخرش
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
0 Comments:
ارسال يک نظر
<< Home
 
جدی گرفتن این وبلاگ اصلا توصیه نمی شود

این سفره فقط برای دل خودم و دوستانم پهن شده

در یک روز داغ در سال هزارو سیصد و پنجاه و چهار و البته در بیست و سوم مردادش و دقیقا در وسط ظهر ساعت دوازده و نیم در محله ای که آنروزها نسبتا دهات بود ولی این روزها برای خودش بالاشهر شده ، در قلهک تهران بدنیا آمدم
اینجا نه نقل سیاست است و نه بحث مبارزه و نه هزار حرف دیگر که همیشه من باید با خودم به این سو و آن سو بکشانمشان
اجازه بدهید اینجا فقط و فقط خودم باشم و خودم نه پژواک نامها و نشانه ها

چند مطلب آخری
کلی مطلب قدیمی
کتابها

 مجموعه داستان دفتر خاطرات فرشته ها

 از سربند تا چشم بند

 جمهوری اشباح

مجموعه داستان کوتاه جورابهای صابر
سفره خانه

 



! ته دیگ نوش جان