جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹
نیست
سیگار
موبایل
اینترنت
سفرهای بی نتیجه
قهر و آشتی های بی هدف
خاموش
پيدا نمي شود انگار
دختر هزاره سوم
چشمهایت را باز کن
نیست نیست
هنوزم باور نداری ؟
Tahdig | Balatarin | Donbaleh | | داغ کن - کلوب دات کام | Bei MySpace posten! | |
0 Comments:
ارسال يک نظر
<< Home
 
جدی گرفتن این وبلاگ اصلا توصیه نمی شود

این سفره فقط برای دل خودم و دوستانم پهن شده

در یک روز داغ در سال هزارو سیصد و پنجاه و چهار و البته در بیست و سوم مردادش و دقیقا در وسط ظهر ساعت دوازده و نیم در محله ای که آنروزها نسبتا دهات بود ولی این روزها برای خودش بالاشهر شده ، در قلهک تهران بدنیا آمدم
اینجا نه نقل سیاست است و نه بحث مبارزه و نه هزار حرف دیگر که همیشه من باید با خودم به این سو و آن سو بکشانمشان
اجازه بدهید اینجا فقط و فقط خودم باشم و خودم نه پژواک نامها و نشانه ها

چند مطلب آخری
کلی مطلب قدیمی
کتابها

 مجموعه داستان دفتر خاطرات فرشته ها

 از سربند تا چشم بند

 جمهوری اشباح

مجموعه داستان کوتاه جورابهای صابر
سفره خانه

 



! ته دیگ نوش جان