ته دیگ جای چه کسی را تنگ کرده ؟

بعضي وقتها ، بعضي آدمها تصميم مي گيرند يك سوزن بردارند و بزنند به دمل هاي چركين . طبيعي است كه اين كار خوب نیست و بعضی های دیگر را عصباني می كند و باز هم طبيعي است كه بعضي ها از چرك و كثافتي كه از داخل دمل ها بيرون مي زند حالشان به هم بخورد .
حالا حكايت ، حکایت همین ته دیگ قهوه ای و برشته ماست ! ته دیگ نه جدی است نه سیاسی است نه اصلا هیچ چیز دیگر ته دیگ شاید حتا دل نوشته هم نباشد ته دیگ خط خطی های یک ذهن بیمار ودردمند است
همه اینها را را گفتم تا که ببینم این ته دیگ جای چه کسی را مگر تنگ کرده بود که برداشتند هکش کردند همه پستهایش را پاک کردند و طراحی و سرور و همه چیزش را بهم ریختند و بعدش نامه فرستادند که همینه ؟!
متاسفانه ظاهرا این فرنگ و خصلت ماهاست و حرف آخر اینکه کاش این حسادتها هرگز نبود
متاسفانه باید بپذیریم خیلی از ماها بيشتر از آنكه بتوانند بخوانند وبنويسند و كار كنند و حرف بزنند دوست دارند جار و جنجال راه بياندازند و خرابکاری کنند ، دوست دارند خودشان را دانايكل بدانند و يا مثلا يك مشت جوان از همه جا بي خبر را دور خودشان جمع كنند و سركارشان بگذارند و دلشان را هم خوش كنند كه چندتايي نوچه دارند
اما هرچه که هست ته دیگ خوب مي داند كه بايد از چه بنويسد ، شخصيتهايش را در چه موقعيتي قرار بدهد و اهل ادا درآوردن و نقش بازي كردن هم نيست و شعور خواننده خودمانی و دوست داشتنی اش را هم دست كم نمي گيرد
ته دیگ این است ! هک کنندگان نامحترم بدانید ، بهر حال ته دیگ باز هم خواهد بود و باز هم صدای قاشق زدن به ته دیگ به گوش خواهد رسید
ارسال یک نظر