شب بخیر

چشمهايش سرخ بود، آخرين پك را به سيگارش زد، كنارم دراز كشيد، چراغ خواب را خاموش كرد و زنگ موبایلش را گذاشت روی هفت صبح  و گفت :
 شب بخير!
ارسال یک نظر