خیس

تعریف از خود نباشه ولی این روزها اینقدر همه جا و همه چیز و همه حسها نم برداشته و خیس شده که من قشنگ دارم می بینم که حتا دستهای خدا هم خیس شده !

یه ذره قشنگ گوش کن ببین صدای شر شر آب رو می شنوی ؟ ببین می شنوی این همه صدای چکه را که از سقف آسمون می چکد و هیچ کاسه ای هم جوابگوش نیست که بگذاری تا این قطره ها را جمع و جور کنه !

من یقین دارم اینهمه آب آخر کار دست دنیا میده و همین امروز فردا سقف دنیا رو سرمون هوار بشه ...

وای که این صدای چکه ها چقدر صدایی زیبا، دلهره آور و سرگرم کننده ایست .

راستی تو میدونی چرا از دستهای خدا داره آب چکه میکنه ؟

آخه خدا وقتی می خواهد کتاب دنیا را ورق بزنه برای اینکه مبدا صفحه ای بهم چسبیده باشه و جا بمونه هی انگشتاشو تر می کنه

این صدای خیس شدن انگشت خدا صدایی ظریف و آهسته دارد. گوش کنید؟

فکر کنم این روزها هم خدا داره سرنوشت من و تو رو ورق می زنه این صداهای عجیب و غراین غرش مهیب صدای ورق خوردن دل نا آروم و سرنوشت من و تو هست

می شنوی که چقدر زیباست؟

چقدردلهره آوره ؟
ارسال یک نظر