جیق !



قبل تر ها همیشه ازشلوغی خوشم میآمد موزیک که می خواستم گوش بدم حتما باید پلیر را تا دینش صداشو  بلند میکردم حرف که میزدم همه می گفتند : یواش تر هم می توانی بگی ها !
حالا نمی دانم چی شده که برعکس شده انگاری تو سرم یه اتفاقاتی داره میافته نمی دونم چرا  ولی دلم می خواد اگه بشه بگردم و دکمه سایلنت این دنیا رو پیدا کنم و اینطوری همه جا سکوت میشد.
دلم می خواد که این صداهای توی ذهنم خاموش می‏شدند و به یه آرامشی میرسیدم ازبسکه این روزها  توی سرم مُدام پر از صداهای جورواجور است ، یه  عده ای آدم حرف می‏زنند.بی‏وقفه و بدون نقطه گذاشتن و پارگراف همینجوری ازصبح تا شب مدام دارند بحث می کنند و حرف میزنند و داد و قار در میان صداها یه صدای جیغ دختری است که خسته ام کرده .
سرم درد می گیرد دست هام رو محکم میگذارم رو سر و پیشونی ام و دختر بلندتر جیغ می‏زند.
ارسال یک نظر